زن کــــــــه بــــــاشـــــــی
گاهی کم می آوری دست هایی را که مردانگی شان امنیت می آورد !و شانه هایی را که استحکام آغوششان لمس آرامش را به همراه دارد.دست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری ، تکیه بدهی... پناه ببری... ضعیف باشی...زن که باشی گاهی میزنی زیر گریهکه دلش بلرزد و صدایت کند:بانو....زن که باشیگاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی و قناعت می کنی به رویای حضورشبه این امید که او خوشبخت باشد.
زن که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی.
میتوانی جلوی آینه موهایت را شانه کنی و حس کنی نگاهش رامیتوانی ساعتها به امید گره خوردن شال دور گردنش..ببافی و در هر رج بوسه بکاری برای روزهای مبادا که کنارش نیستی...زن که باشی باید صبور باشی مدارا کنی و با همه ی بغض ات لبخند بزنیزن که باشی...هزار بار هم که بگوید:دوستت دارد!!!بازهم خواهی پرسی:دوستم داری؟؟؟و ته دلت همیشه خواهد لرزید.......زن که باشی هرچقدرهم که زیبا باشی نگران زیباترهایی میشوی که شاید عاشقش شوند.....زن که باشی هروقت که صدایت میکند:خوشکلکم!!!خدا را شکر میکنی که درچشمان او زیباییدست خودت نیست
زن که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی
برچسب:
نویسنده: پندار خوشنام
تاريخ: دوشنبه
2 مرداد
1402 ساعت: 15:27